واقعا جای تاسف است که حتی پيشبيني هم برای جلوگیری از اعمال گروه جندالله موثر نبود و در این خبر نکات مهمی وجود دارد که ضعف نیروی انتظامی را نشان میدهد. عملکرد نیروی انتظامی در سالهای اخیر جای حرف داشته و از جمله این حرفها میتوان به تحرکات در سیستان و بلوچستان اشاره کرد. این خبر خود تکان دهنده است، يعني واقعا دانستن و ندانستن احتمال وقوع يك حادثه چندان تفاوتي ندارد و احتمالا هشداري كه 6 ساعت قبل به نيرو ها داده شده است بيشتر از نظر روحي بوده است تا تجهيزات نظامي، مثلا گفته اند احتمالا مي خواهند شما را گروگان ببرند روحيه اتان را از دست ندهيد و براي آزاديتان هر اقدامي لازم باشد انجام ميدهيم يا كه شايد حاضران در آن پاسگاه را كه به تمامي امکانات مجهز شده بودند و همه از شايستگي کامل برخوردار بودند اعلام شده بود كه كشته خواهيد شد و تنها كاري كه از دستشان برآمده اين بوده است كه وصيتنامه اشان را بنويسند و امكاناتي كه از آن صحبت شده مقدار لازم خودكار و كاغذ بوده است.
آخه من يكي سر در نميارم تجهيزات نظامي پس به چه دردي ميخورد، شما بخوانيد و قضاوت كنيد. حرف در اين مورد بسيار است كه نگفتنش بهتر است و چون در آن صورت ماجرا تف سر بالا ميشود.
جلال سياح معاون امنيتي و انتظامي استانداري سيستان و بلوچستان در گفتوگو با ايسنا درباره جزئيات گروگانگيري 16 تن از پرسنل ناجا در سراوان به دست اشرار گفت: چنين اتفاقي پيشبيني شده بود و 6 ساعت قبل به نيروها هشدار داده شده بود و پاسگاه به تمامي امکانات مجهز و تمامي افراد از شايستگي کامل برخوردار بودند؛ اما با اين حال شاهد اين حادثه بوديم. اين عمليات در نقطه صفر مرزي اتفاق افتاد و مطمئنا کساني، آن طرف مرز تسهيلاتي در اختيار گروگانگيران قرار داده بودند.
وي ادامه داد: درحال حاضر با تشکيل تيم تحقيقاتي، به دنبال کشف جزئيات بيشتري از اين حادثه هستيم؛ زيرا فرضيههاي زيادي در مورد آن وجود دارد؛ بنابراين تا تکميل تحقيقات، هيچ اظهارنظر قاطعي در مورد جزئيات حادثه نميتوان کرد.
سياح اظهار داشت: گروگانگيران ابتدا براي انجام عمليات در داخل استان، برنامهريزي کرده بودند که موفق نشدند و مجبور به انتخاب اين منطقه شدند.
وي ادامه داد: تمامي مسؤولان پاکستان در سطح ملي و منطقهاي، قول مساعد براي آزادي گروگانها دادند و تمام اقدامات و امکانات براي آزادي اين افراد بسيج شده است.
معاون امنيتي انتظامي استاندار سيستانوبلوچستان با بيان اين که درحال حاضر تمامي گروگانها سالم هستند و در منطقه «پنج گور» ايالت بلوچستان پاکستان نگهداري ميشوند، به ايسنا گفت: با فرماندار اين شهرستان تماس گرفته شده و از تمامي امکانات رسمي و غيررسمي استفاده ميشود تا در کوتاه مدت گروگانها آزاد شوند.
وي اظهار داشت: افرادي که دست به چنين اقداماتي ميزنند از سوي استکبار به ويژه آمريکا حمايت ميشوند و متاسفانه در خود کشور پاکستان، مجوز حمل سلاح دارند.
سياح با اشاره به تغيير و تحولات جديد در پاکستان تصريح کرد: دولت پاکستان تازه بر سر کار آمده و اين امر به دليل تصميم گيري جمعي نياز به زمان بيشتر دارد.
وي خاطرنشان کرد: دولت و ملت پاکستان همواره علاقهمند به ارتباط حسنه با کشور ايران بوده و هستند و اميدواريم کشور دوست و برادر پاکستان، از تمامي تلاشها و امکانات در آزاد کردن هر چه سريعتر گروگانها استفاده کند.
سياح تاكيد كرد كه هيچ باجي به گروگانگيران نميدهيم و افزود: ما برخورد قاطعي با افرادي که دست به چنين اقداماتي مي زنند انجام دادهايم و خواهيم داد و آنها مطمئن باشند که با اين اقدامشان نيز برخورد خواهد شد.
وي اظهار داشت: خوشبختانه عليرغم وقوع حوادث تاسفبار در استان سيستان و بلوچستان، با همکاري مردم و مسوولان توانستيم به طور متوسط 40 درصد معضلات امنيتي را کاهش دهيم و در دو ماهه گذشته، 15 درصد، بهبود در معضلات امنيتي داشتهايم.
در ماه جاري تقريبا ميتوان گفت تهران روزهاي بي قتلي را ميگذراند اما به اين معني نيست كه كشتن و كشته شدن متوقف شده است. حرف بر سر قصاص است كه بازار كشتن و كشته شدن را داغ كرده، يكي كشته و در انتظار قصاص است كه با اعدام فرق دارد و ديگري داغ ديده و ميخواهد داغ دار كند.
نميدانم، كشته و بايد كشته شود، داغ ديده و بايد داغي بر دل بنشاند، جاني گرفته و بايد جانش را بگيرند همه اينها عملي است اما آيا درست و انساني هم هست؟
همه اينها عملي است اما هر آنچه عملي است و قانون اجازه آنرا به ما داده بايد مرتكب شويم؟
نميدانم اين هنوز براي من روشن نيست و تناقض دارم بنابراين سكوت را همچنان مقدم ميدانم. نميدانم شايد بايد داد و بي داد كرد كه نكشيد و شايد بايد بيرحمانه رضايت نداد. به هر حال همين كه هست و نجات يك قاتل از مرگ هم ما را خوشحال ميكند، زندگي حق همه است و شايد قاتل هم حق زندگي داشته باشد، اما آنكه مرده چه ميشود؟
بهنود، محمد و داوود نوجوان اند و قرار است به اتهام قتل در سني كه سازمانهاي جهاني آن را به عنوان سن كودكي ميشناسند به دار آويخته شوند در اينترنت جستجو كنيد، ميابيد. همچنين ميتوانيد به آرشيو روزنا بروید و نوشته های ماه جاری میترا را در این مورد بخوانید . به هر حال من هنوز موضعی ندارم و نمیدانم در شرایط مشابه اولیادم مقتول یا خانواده قاتل چه خواهم کرد و امیدوارم هرگز تجربه نکنم، پس فعلا ساکتم تا خود بدانم چه باید کنم.