تبليغاتX
خبرنگار دست ْچپ - و اما چرا؟
آخرین پستم را علیرغم میل باطنی ام حذف کردم٬چرا که رسالتم و علت نوشتنم تاثیر گذاری مثبت آن بود و دلیلی برای حذفش نمی دیدم! پستي كه تاکنون مشكلي براي شخص من به وجود نیاورده و فكر هم نميكنم كه ایجاد مشکل می کرد.آن را نوشتم تا خیزش گامي به جلو باشد، هر چند بي تاثير هم نبود٬ اما آیا تاثير آن را ميتوانم مثبت ارزيابي كنم؟دوستانم نگران پی در پی تماس گرفتند و امحا اين پست را خواستار شدند.پرسیدم كه آخر چرا حذف؟و هر يك جوابي دادند. به هر حال چه اخلاقي و چه غير اخلاقي من تن به این حذف در دادم و اين كار را كردم! هنوز هم به نوشته هاي پست نيست شده ام اعتقاد دارم و شايد بعد از چند روزي آن را بار ديگر نمايان کنم !چرا كه فقط آن را موقتا ناديدنی كرده ام. به هرحال بودن یا نبودن و دلیل نبودن آن پست تمام روز ذهنم را مشغول خود كرده بود، آنقدر که پس از حذف هم به آن می اندیشم! بی شک نوشتن آن مطلب تاثیر گذار بود.در باره اش فراوان شنیدم٬اما آیا تنها نوشته ی من اين را باعث شد؟ نوشته ای كه ميدانم نميتوانست دردسر ساز شود برایم٬اما دوستان اصرار به نبودش داشتند! به هر حال اين كار را انجام دادم . بگذريم، تا بعد...
شايد كم كم بايد عادي شود برایم این نادیده گرفتن ها! نمي دانم، میگویم ابرام دوستان نگرانم! اما باز من بودم که نادیده اش گرفتم٬ به خاطر ديگري، شايد به خاطر خودم، نميدانم!
پی نوشت:این طور وقت هاست که می توانی درک کنی چقدردر فکرت هستند و ...
پی نوشت تر:گفتم ویرایش!نگفتم هر غلطی که دلت خواست!بی جنبه!                                             پینوشت در ۱۲ اسفند ۸۶: پست قبل را که موضوع این پست است در این تاریخ برای دیگر بار از ثبت موقت خارج کردم، اميدوارم درستكار بمانم.

:: لینک این مطلب نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 9:34 توسط شاهد حلاج نیشابوری |