تبليغاتX
خبرنگار دست ْچپ - اما خبری که الان فکر میکنم لازم بدونید این که

پيشنويس: واقعا باید برای او کاری کرد چون پیش از این هم، باری تا پای اعدام رفته بود، حتی نزدیکتر از الان.  او یکی از نمونه زنان و در واقع افراد این جامعه است که به خاطر جنسیتش مورد ظلم واقع شده.

 

شهريور تمام ميشود ؛

 فرصت رحمانپور براي رهايي از اعدام

اعتماد ملي: در صورتي كه كبري رحمانپور تا پايان ماه جاري موفق به كسب رضايت اولياي دم مادر شوهرش نشود حكم قصاص او در زندان اوين اجرا مي‌شود.

پس از بي‌نتيجه ماندن مذاكرات در شوراي حل اختلاف براي كسب رضايت اولياي‌دم، پرونده براي تعيين تكليف به دفتر رياست قوه قضاييه فرستاده شد كه آيت‌ا... شاهرودي براي بررسي بيشتر، پرونده را به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي تهران فرستاد.مسوولان شعبه اجراي احكام نيز يك ماه به متهم فرصت دادند رضايت اولياي دم را براي جلوگيري از اجراي حكم كسب كند.

عبدالصمد خرمشاهي وكيل مدافع متهم در گفت‌وگو با خبرنگار ما با تاييد اين خبر گفت: در اين باره امروز جلسه‌اي در شعبه شماره 11 شوراي حل اختلاف برگزار شد. در اين جلسه من به عنوان وكيل متهم، رياست شورا و عضو شعبه 509 شوراي حل اختلاف حضور داشتيم كه اميدواريم اولياي‌دم مقتول در اين فرصت كم در شوراي حل اختلاف حاضر و به درخواست كبري رحمانپور كه قرباني اين پرونده است پاسخ مثبت دهند. تاكنون چندين جلسه براي كسب رضايت اولياي دم در شعبه حل اختلاف برگزار شده است اما اولياي‌دم مقتول حاضر به دادن رضايت نيستند.

كبري رحمانپور متهم است در سال 81 مادر شوهرش را به قتل رسانده است. او پس از دستگيري در خصوص روز حادثه گفته بود: من دختري 18 ساله بودم و خانواده فقيري داشتم. عليرضا كه مردي 65 ساله از يك خانواده مرفه بود به خواستگاري‌ام آمد و با آنكه پدر بيمار و از كارافتاده‌ام مخالفت مي‌كرد، من تن به اين ازدواج دادم تا باري از دوش خانواده‌ام بردارم. شوهرم عليرضا قبلا ازدواج كرده بود و پسري 18 ساله داشت، تصميم گرفتم با همه مشكلات بسازم ولي مادرشوهر پيرم مرا كلفت خانه مي‌دانست و رفتار تحقيرآميزي با من داشت. اين پيرزن مرتب نيش‌زبان مي‌زد و تحقيرم مي‌كرد مي‌گفت خيال نكن تو عروس خانواده‌ام هستي، تو را براي كلفتي به خانه‌ام آورده‌ام. شوهرم دوستم داشت و نمي‌خواست از من جدا شود ولي به اصرار مادرش دوباره مرا با چشم گريان به خانه پدرم برگرداند و من به خاطر خانواده‌ام با خواهش و التماس برگشتم. ضمنا ازدواج ما قانوني نبود و هيچ عقدنامه‌اي نداشتيم و به همين خاطر هيچ مدركي نبود كه ثابت كنم همسر عليرضا هستم آن روز عليرضا از من خواست تا لباس‌هايم را بپوشم و با او بروم، من هم فكر كردم مي‌خواهد مسائل گذشته را از دل من بيرون بياورد.

لباس‌هايم را پوشيدم و سوار ماشين عليرضا شدم اطراف پل سيدخندان بود كه عليرضا 20 هزار تومان به من پول داد و گفت، فعلا به خانه پدرت برو تا دوباره تو را به خانهمان برگردانم. از ماشين پياده شدم و كمي در خيابان راه رفتم با خودم گفتم، به خانه برمي‌گردم و سعي مي‌كنم ناراحتي عليرضا را برطرف كنم در را باز كردم وارد منزل كه شدم ديدم مادرشوهرم روي مبل دراز كشيده، وقتي چشمش به من افتاد يك دفعه شروع به فحاشي كرد و به پدر و مادرم فحش داد سعي كردم آرامش كنم اما مرتب فحش مي‌داد يك باره به طرف كشوي شوهرم رفت چاقويي از داخل آن برداشت و به من حمله كرد ديگر حال خودم را نمي‌فهميدم، حالت جنون به سرم زده بود، چاقو را از دستش گرفتم و چند ضربه به او زدم كه باعث مرگش شد.

كبري رحمانپور پس از محاكمه در شعبه 1158 دادگاه جنايي تهران به قصاص محكوم شد. با اعتراض متهم به حكم، پرونده به ديوان‌عالي كشور فرستاده و حكم قصاص تاييد شد.با استيذان حكم از سوي رئيس قوه قضاييه زمان اجراي حكم مشخص شد اما آن روز به دليلي اجراي حكم متوقف شد. در ادامه پرونده به شوراي‌حل اختلاف فرستاده شد اما تلاش‌ها براي كسب رضايت اولياي دم بي‌نتيجه ماند. كبري رحمانپور هم‌اكنون در زندان در انتظار نظر رئيس قوه قضاييه در خصوص وضعيت خود است.

این نوشته ای از محمد غمخوار بود در روزنامه روز قبل البته بیشتر هم بخواید بدونید من یه سی دی دارم که مشروح یه برنامه ضبط شده است  در مورد کبری به نوعی میشه گفت  از اول حادثه تا روند رسیدگی به پرونده از زبان وکیل كبري و دلایل اقتصادی به زبان فریبرز رییس دانا و مستندات برای تبریه وی از اعدام از زبان حسن رفیعی اگه اشتباه نکنم و خلاصه بررسی موضوع از سوی چند کارشناس .خواستم آپلود کنم اين سي دي رو روی وبلاگم، اما چون حجمش بالا بود جایی برای این کار پیدا نشد.اما هر کی دوست داشته باشه این سی دی رو بشنوه حاضرم یه نسخه بهش بدم.

:: لینک این مطلب نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 18:39 توسط شاهد حلاج نیشابوری |